الشيخ رسول جعفريان

153

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

اجبار كنم . « 1 » و در جاى ديگرى فرمود : « أرى أكثركم قد نكل عن الحرب و فشل فى القتال و لست أرى أحملكم على ما تكرهون » ، « 2 » من ديدم كه بيشترين شما از جنگ روىگردان شده و در جنگ سست‌اند . و من چنان نيستم تا شما را بر آنچه ناخوش داريد ، اجبار كنم . امام عدم همراهى مردم را دليل واگذارى خلافت به معاويه ياد كردند . در شرايط عادى ، راه حلى جز اين امر وجود ندارد . آن حضرت در جاى ديگرى فرمود : « و الله إنى سلّمت الامر لأنى لم أجد أنصارا ، و لو وجدت أنصارا لقاتلته ليلى و نهارى حتى يحكم الله بيننا و بينه » ، « 3 » به خدا سوگند ، من از آن روى كار را به او سپردم كه ياورى نداشتم . اگر ياورى مىداشتم شبانه روز با او مىجنگيدم تا خداوند ميان من و آنان حكم كند . ج : يكى ديگر از دلايل امام براى پذيرش صلح ، آن بود كه اقدام مزبور براى حفظ شيعيان انجام شده است . معترضان به امام از دو گروه بودند ، كسانى كه از افراطيون خارجى بوده و به همين دليل با امام على عليه السّلام نيز درگير شده بودند ، و گروهى از شيعيان كه روحيهء انقلابى و آتشين داشته و با تسامح ميانه‌اى نداشتند . آنها با صلح مخالف بوده و گاه‌وبيگاه به امام اعتراض مىكردند . از ميان معترضان كسانى بودند كه امام را « مذل المؤمنين » مىخواندند . امام در برابر ، اقدام به پذيرش صلح را « عزت‌آور » دانسته و خود را « معز المؤمنين » معرفى مىكردند . دليل اين امر را نيز چنين ياد مىكردند : « إنى لمّا رأيتك ليس بكم عليهم قوّة ، سلمت الأمر لأبقى أنا و أنتم بين أظهركم » ، زمانى كه ديدم شما قدرت كافى در اختيار نداريد ، كار را تسليم كردم تا من و شما بمانيم . از عبارات ديگر آن حضرت ، چنين به دست مىآيد كه مقصود از ماندن آنها و خود حفظ تشيع بوده است . امام در سخنى ، اقدام خود را شبيه سوراخ كردن كشتى توسط آن عالم همراه موسى عليه السّلام كرد كه

--> ( 1 ) . اخبار الطوال ، ص 220 ( 2 ) . همان ، ص 217 ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 44 ، ص 147 ، و نك : صص 46 - 45